سفارش تبلیغ
واحد طراحی
واحد طراحی

 

 

ارباب زاده ای که خود ارباب عالم است
در چهره اش جمال پیمبر مجسم است

نور است  نور محض  زجنس پیامبر
هر چه بگویم از منش و منطقش کم است
 
نامش علی نهاده به کوری دشمنان
ارباب ما حسین که ارباب عالم است

اعمال امشب است در مفاتیح عاشقی
مستی کنید ، جام و می اش هم فراهم است

مجنون خویش کرده و لیلای ما شده
از شوق اوست دیده اگر پر زشبنم است

حالا خبر دهید  گدایان شهر را
پایان مستمندی و فرجام ماتم است

 اصلا نه جای شک و شبه اَست و سوال
پر می کنند کیسه های تهی را – مسلّم است

این المفر لشگریان می رسد به گوش
غرش که می کند و چهره درهم است

اما چرا در شب میلاد حضرتش
حال و هوای این غزلم چون محرم است ؟

در بین روضه های غمش آتشم زدند
آن روضه ای که در لهوف و مقرم است

 آن روضه ای که خواند قطعه قطعه اش
با دیدنش قامت بابای او خم است
*
می چید قطعه های بدن را کنار هم
می گفت یا علی  بعد تو دنیا جهنم است
یاسر مسافر

 

 

 





پنج شنبه 92 خرداد 30 | نظر